استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی شاخصهای بهسازی رویکرد تربیتی در دروس معارف اسلامی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که رویکرد تربیتی مبتنی بر فضیلتگرائی دینی، انتخابی خردمند را طراحی میکند و بازتعریفی از منش اخلاقی ایجاد مینماید. برگرفتِ این رویکرد و رسیدن به مراتب عالی آن، نیازمند توجه به مجموعهای از اقدامات دانشگاهی است. این امر در تقابل با نگاه جزیرهای مبتنیبر أخذ رویکرد تربیتی بدون توجه به الزامات دانشگاهی است. نگاه جزیرهای برآمده از عدم شناخت درست به حوزه تربیتی، آشکارا با نظریه لزوم همپیوندی در تعارض است. این نگاه به گروههای معارف اسلامی، عملاً تربیت را جدای از هرگونه فعالیت عالی آموزشی و پژوهشی میداند. این نگاه، فروکاهشگرایانه و توصیهای است؛ زیرا عاملهای موثر در دستیابی به اهداف تربیتی را با امور فراتربیتی ناسازگار میبیند و از سوی دیگر این انتظار را ایجاد میکند که تنها با توصیهای، هدف تربیتی محقق شود. از اینرو، رویکرد تربیتی، ضرورتاً در پیوند استوار با رویکرد آموزشی و پژوهشی و سایر الزامات حرفهایگری بوده و این همپیوندی شرط بنیادین توسعه گروه معارف اسلامی است. الگوی تربیتی حاکم بر گروه معارف اسلامی، حداقل از دو الگوی تربیتی متمایز است: 1. الگوهای تربیتی سکولاریسته با تمام ابعاد، مفاهیم، الزامات و اقتضائات آن، 2. الگوهای تربیتی متحجرانه و افراطگرایانه. شاخصهای کاربستی تربیتی دروس معارف اسلامی در چهار ساحتِ: معرفتی، مهارتی، ارتباطی و حرفهای در نظریهای همسازگارگرایانه، شناسایی و بسط داده شده است.